
اذا وقعت الواقعه...
روزواقعه نزدیک است مولا،فرات بی قراراست و مشک ها پریشان،صدای العطش طفلانکاروانت زمین سوزان دشت را ملتهب کرده است
اذا زلزلت الارض زلزالها ...
وعده خداوند نزدیک است وبه زودی زلزله ی مهیبی دشت سوزان کربلا را فراخواهدگرفت،فردا زمین خواهد سوخت از این تشنگی،آسمان فرو می پاشد از این مصیبت و کوه ها آواره خواهند شد از این اندوه عظیم
هل من ناصر ینصرنی؟!
هل من ناصر ینصرنی؟!
هل من ناصر ینصرنی؟!
فردا بانگ هل من ناصر ینصرنی ات را آهسته تر بزن مولا ، علمدار خجالت می کشد
تو را به حرمت شش ماهه ات با آوای بی یاوریت عباس را شرمنده مکن
برادردیگرتوانی برای یاری ندارد تمام آنچه را که داشته برایت در طبق اخلاص گذاشته؛مابقی واقعه رابسپار به دست فرزندت آن دم که با بانگ«این الطالب بدم المقتول بکربلا؟»
عرش را میلرزاند ندا خواهد داد «انا المهدی المنتقم»
عزاداریتان قبول و التماس دعا
برچسب:
نویسنده: هلیا کمالی