
سخت است بـخندی و دلـت غـم زده باشد هـر گوشه ی پـیراهن تـو نم زده باشدسخت است بـه اجـبار بـه جـمعی بـنشینی وقـتـی دلـت از عـالـم و آدم زده باشداحوال من ای دوست چنین است که انگار یک صاعقه بـر جنگل خـرم زده باشدبـعد ازتـو شبـیه م بـه یتیمی که به رویش در جـمع کسی سـیلی محـکم زده باشددوراز ادب اسـت ایـنکه بـخـنـدد لـبـم امـا دیــوار دلــم مشـکـی و ماتـم زده باشدبـا ایـن همه تـا...
ادامه مطلب